محمد تقي جعفري
62
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دائرهء ارتباط با واقعيات عينى جهان هستى ، بعنوان مثال براى ديدن رنگ اجسام ممكن است از راههاى توصيفى و تخيلى و رؤيائى و بازيگريهاى ذهنى ، وارد مركز حقيقى اين ارتباط شويم ، ولى مركز حقيقى دائرهء اين ارتباط ديدن با چشم است و بس . نتيجهء اين مبحث اينست كه براى رسيدن به حق و شناخت و عمل به آن ، جديت حياتى لازم است و غير از تكاپوى جدى در اين راه هر نقطه اى كه در دائرهء ارتباطمان با واقعيات و حقايق بوجود بياوريم ، نقطهء مركزى نخواهد بود . اينست معناى جمله اى كه امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء 29 مىفرمايد : وَلا يُدرَكُ الحَقُّ الَّا بِالجِدِّ ( و حق دريافت نمىشود مگر با جد ) براى توضيح اين حقيقت كه واقعيتهاى عالم هستى نمىتواند پيرو هواهاى ما بوده باشد ، اين مسئله را مورد دقت قرار مىدهيم كه بازيگرى آدميان با هوىها و تمايلات خود بر سه نوع قابل تصور است : نوع يكم - بازيگرى با هواهاى خود بدون توجه به اين كه در كارگاه هستى چه مىگذرد و چه قوانينى در آن حكمفرماست و چه هدفى از چنين كارگاهى منظور شده است . اين بازيگران درصدد توجيه و تفسير كارگاه هستى و قوانين حاكم در آن بر طبق هواهاى نفسانى خود نيستند و چنان كه متذكر شديم اصلا كارى با آن ندارند كه در كارگاه هستى چه مىگذرد و نتايج نهائى كارشان چه خواهد بود . نوع دوم - بازيگرانى هستند كه در ميان امواج هواهاى خود چنان غوطه ورند كه واقعيت و قانون را جز آنچه در هوى و خواستههاى خوش - آيندشان مىبينند سراغ ندارند و گمان مىبرند كه جهان هستى نيز امواجى از هواها و تركيبى از مقدارى اجزاء و روابط حساب نشده مىباشد . پاسخ عملى اين گروه ، فشار جبر قوانينى است كه پيرامون زندگى آنان را از همه طرف احاطه كرده و آنان بدون اعتنا به آن قوانين به هواهاى خود